تبلیغات
داستان زندگی عاشقانه من دور از وطن - رفت

داستان زندگی عاشقانه من دور از وطن

وقتی قرار شد من بیقرار تو باشم و تو تنها قرار زندگیم باشی...از هر چه قرار است غیر تو باشد...خواهم گذشت

دوستای عزیزم ازتون خواهش میکنم برای شادی روح زینب عزیزhttp://baraye-dost.blogfa.com/ فاته بفرستید از من بهتر میدونید که رفتگان به دعا خیلی نیاز دارن.
خیلی جوون بود آخه
نمی تونم جلوی اشکامو بگیرم
چرا خدا به نیکی نبخشید مادرشو
چرا مادرش باید رو بچش خاک بریزه این چه عذابیه خداااااااااااااااااا
همین پریروز نذر کردم که خوب بشه برگرده خونه.
اونایی که نمیدونن زینب سرطان خون داشت ولی قوی بود هیچ وقت به رفتنش فکر نکردم باور کنید همیشه میگفتم که خودم شاهد خوب شدنش میشم


[ شنبه 11 خرداد 1392 ] [ 10:11 ب.ظ ] [ آی چیچک ]

[ نظرات() ]


نمایش نظرات 1 تا 30
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه